Get Adobe Flash player

هادی ساعی:مردم تهران، بیشترین لطمه را از تقابل احمدی نژاد و قالیباف خوردند!

 

 

 


 
هادی ساعی صحبت هایی داغ و شنیدنی انجام داده که شاید برای اولین بار است از قول او می شنوید.

هادی ساعی پرافتخارترین ورزشکار ایران در تاریخ المپیک، یکی از کسانی بود که از همان ابتدا برای شرکت در انتخابات شورای شهر تهران، تایید صلاحیت شد. به همین نظور به سراغ او رفتیم و با وی از هر دری صحبت کردیم. از شورای شهر و اتفاقات آن گرفته تا ورزش و تکواندو. صحبت هایی داغ و شنیدنی که شاید برای اولین بار است از ساعی در گفت و گوی اختصاصی اش با روزنامه «گل» می شنوید.

این روزها چه کار می کنید؟
 این روزها انتخابات ریاست  جمهوری و شوراها قرار است برگزار شود که اتفاق های بسیار مهمی است و بسیار تعیین کننده برای آینده کشور و من هم که خودم کاندیدای شورای شهر تهران هستم و افتخار این را داشته ام تا 10 سال در خدمت مردم تهران باشم و این اعتمادی که مردم به من داشته اند، بزرگ ترین افتخار بنده بوده و حتی از افتخارات ورزشی ام هم مهم تر بوده. چون وقتی شما از طرف مردم در جایگاهی قرار می گیرید، آن جایگاه بسیار مهم است و نمایندگان مسئولیت بزرگی را به دوش می گیرند و باید از مردم دفاع کنند. خوشبختانه تنها کاندیدای مستقل در شورای شهر تهران هستم و قصد دارم این بار هم مستقل حضور پیدا کنم و می دانم کار سختی است. چون حزب ها و گروه ها کارهای زیادی کرده اند و با توجه به توانایی های مالی و افراد بزرگی که در آن لیست ها هستند، رقابت کردن با آن ها سخت است اما من به عنوان یک ورزشکار هیچ وقت دوست ندارم ببازم و همین باعث شده تا سخت کوش باشم ولی این تنها جایی است که اگر ببازم سربلندم به خاطر این که زیر بلیت هیچ کسی نرفته ام و این استقلالم  برایم مهم است.

 

طبعا از لیست های حزبی هم پیشنهاد داشته اید. درست است؟
 بله از دوطرف چند پیشنهاد داشتم اما تشکر کردم و ترجیح دادم تنها بیایم و اگر مردم تهران به من اعتماد داشتند که بیایم. البته مسئولیتم سنگین تر از دوره های قبل هم می شود چون اعتقاد دارم خداوند از هرکسی اندازه خودش سوال می کند. در این دنیا هم مردم از هر کسی در اندازه های خودش خواسته دارند و با توجه به تجربه این سال ها فکر می کنم که بتوانم پاسخگوی خواسته های مردم باشم. ضمن این که سعی کردم این تجربه را در کنار تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی برابر کنم. من رشته تحصیلی ام شهر سازی است و با جایگاهی که فعالیت می کنم، مطابقت دارد و در این دوره هم در کمیسیون شهرسازی بودم و در دوره های قبل هم در کمیسیون فرهنگی و چند کمیبسیون دیگر بودم. رئیس کمیته بافت های فرسوده تهران هستم و فکر می کنم که کارهای خوبی هم در این زمینه انجام داده ام.

 

در سال های قبل فکر می کردید که به شورای شهر وارد شوید که شهرسازی خواندید؟
 من تربیت بدنی هم خوانده ام و بعد که عضو شورا شدم، شهرسازی را خواندم. چون احساس نیاز کردم که باید در این حوزه بیشتر اطلاعات داشته باشم که خیلی به من کمک می کند.

 

حالا که در بخش بافت های فرسوده تهران فعالیت می کنید، درباره حادثه پلاسکو چه نظری دارید؟
 ساختمان پلاسکو ساختمان فرسوده ای نبود ولی آن آتش سوزی باعث شد تا آن اتفاق تلخ بیفتد و ساختمان ریزش کند اما ما ساختمان قدیمی در تهران زیاد داریم که ایمن نیستند. در مورد پلاسکو هم شورا قبلا تذکر داده بود اما دستگاه های دیگر هم باید کمک کنند. در پلاسکو را نمی شد بست. چون با توجه به افرادی که در آن جا کار می کردند، یک معضل اجتماعی به وجود می آمد. متاسفانه تا یک اتفاق بدی نیفتد، برای ما درس عبرت نمی شود اما حالا ساختمان های دیگر خودشان را ایمن می کنند. مثل ساختمان علاالدین که کسانی که در این ساختمان فعالیت می کنند، به این فکر افتادند و الان ساختمان علاالدین یکی از ایمن ترین ساختمان های شهر است!

 

به عنوان یک ورزشکار چه کاری در شورای شهر کردید؟
 من را مردم تهران به عنوان هادی ساعی ورزشکار می شناسند اما اگر 10 سال پیش من را با لباس ورزش در شهر می دیدند، تعجب می کردند، چون فرهنگ ورزش کردن در شهر آنقدر بالا نبود. برای همین ورزش همگانی را سیاست اصلی تهران گذاشتیم. چون در همه شهرها شهرداری ورزش قهرمانی در اولویت نیست و ما برای همین فضاهای ورزشی زیادی را ایجاد کردیم و امروز ورزشگاه های شهرداری خیلی بیشتر از مجموعه های وزارت ورزش است و تعرفه آن هم نصف تعرفه دولت است و مردم نصف پول وزارت ورزش را می پردازند. حتی در پارک ها مربیان ورزشی گذاشتیم و مصوب شده.

 

رقابت شما در انتخابات را می شود با مبارزه در شیاپ چانگ مقایسه کرد؟
 مبارزه که من خودم از هشت سالگی در حال رقابت هستم. در دوران ملی و دانشگاه رقابت کردم و حالا هم در شورای شهر سعی می کنم که این حس رقابت وجود داشته باشد والبته سالم باشد. البته این رقابت در شورا اصلا با ورزش قابل مقایسه نیست. چون در ورزش روح جوانمردی و پهلوانی وجود دارد اما متاسفانه در سیاست این حس وجود ندارد و رقابت های سیاسیون اصلا رقابت های سالم  و جوانمردانه ای نیست! در همین حادثه پلاسکو دیدید که یک جوری رفتار کردند که انگار ورزشکاران پلاسکو را آتش زده اند! ولی واقعا کاری نیست در شورای شهر که بقیه بلد باشند اما ورزشکاران ما در این شورا بلد نباشند.

 

پس چرا می گویند ورزشکاران تخصص ندارند؟
 الان 31 نفر در شورای شهر هستیم اما فقط پنج شش نفر تخصص شان شهرسازی و معماری و مرتبط است اما کل شهر تهران این نیست که همه مهندس باشند وباید تخصص های دیگر هم باشد.

 

پس چرا اینقدر از ورزشکاران انتقاد می شود؟
 چون مردم به ورزشکاران اعتماد دارند و خیلی راحت به آن ها رای می دهند. الان سیاسیون چقدر هزینه می کنند، چقدر جلسه می گذارند اما ورزشکاران این کار را نمی کنند. خودم من نه آنقدر هزینه می کنم و نه جلسه زیادی می گذارم. به مردم هم دروغ نمی گویم اما دوستان دیگر یک قول هایی می دهند و می روند!

 

به غیر از شما و احمد نیامالی که از ابتدا تایید صلاحیت شدید، بقیه ورزشکاران رد صلاحیت شدند اما بعد علیرضا دبیر و حسین رضازاده و حبیب کاشانی تایید شدند. علت این اتفاق ها چیست؟
 این ها همه بازی های سیاسی است چون فکر می کنند اگر سه ورزشکار بیاید، سه صندلی از صندلی های آن ها در شورا کم می شود! اما ورزشی ها خیلی کارها کردند که آن ها نتوانستند انجام دهند. من خودم دوست دارم که یکی از دوستان بیاید مقایسه کنیم ما چه کار کرده ایم و آن ها چه کار کرده اند!

 

الان شما چقدر برای حضور در انتخابات هزینه کرده اید؟
 من هیچی! نه این که هیچی اما اگر بخواهیم با دیگران مقایسه کنیم، هیچی است! من اصلا اعتقاد ندارم که بیایم چند میلیارد یا چندصد میلیون هزینه کنم که بگویم می خواهم خدمت کنم. چون اگر بخواهم این قدر خرج کنم، می روم در موئسسه خیریه ای که دارم هزینه می کنم. چون اگر زیاد خرج کنم، ظلم بزرگی به محرومان کرده ام. من قدر پول را می دانم چون زحمت کشیده ام. افرادی روزانه به من مراجعه می کنند که لنگ 200 هزار یا 100هزار یا 50 هزار تومان هستند و من در این شرایط، نمی آیم پولم را خرج کارهای اضافی کنم.

 

حالا با توجه به این شرایط، فکر می کنید شورای شهر یک شورای سیاسی است با فرهنگی اجتماعی؟
 متاسفانه در حال حاضر سیاسی است و این به مردم تهران لطمه می زند. متاسفم که عده ای سعی دارند این را القا کنند به مردم که شورای شهر سیاسی است و باید سیاسیون در آن جا حضور داشته باشند. اتفاقا شورای شهر نزدیک ترین نهاد مردمی است. مردم خیلی جاها جرات نمی کنند سمت افراد سیاسی بروند اما حرف دل شان را راحت به ما می زنند. برای این که من هادی ساعی را جزو خانواده خودشان می دانند. با برد من خوشحال شده اند و با باخت من ناراحت. مثلا فردی می آید به من می گوید شما من را نمی شناسی اما من اینقدر شما در تلویزیون دیده ام!( می خندد) واین برای خود من خیلی جالب است. مردم گاهی اوقات آنقدر از موضوعی نارحت هستند اما وقتی مثلا من را می بینند انگار آبی روی آتش ریخته شده و می گویند بیا با هم یک عکس بیاندازیم و بعد مشکل شان را با ما مطرح می کنند. مردم حس می کنند که با سیاسیون فاصله دارند و یک گاردی را مقابل خودشان می بینند اما با ما راحت هستند.

 

شما بچه شاه عبدالعظیم هستید. آخرین باری که به شهر ری رفتید، کی بوده؟
 همین جمعه گذشته بود که به یک مراسم ختم رفته بودم.

 

پس با بچه محل های تان در ارتباط هستید؟
 بله. اصلا خانه ما همچنان در آن جا هست و با دوستان رفت و آمد داریم.

 

با مشکلات جنوب شهر تهران آشنا هستید؟
 بله. اتفاقا یادم رفت بگویم که ما برای روز جوان هم به یک مراسم در شهر ری رفته بودیم که در این مراسم ها مردم مشکلات شان را با ما مطرح می کنند اما گاهی اوقات مشکلات آنقدر کوچک است که ما ناراحت می شویم که مردم برای چنین مشکلی اینقدر سختی می کشند و می شود آن را در لحظه حل کرد. به شرطی که شما در بین مردم باشی.

 

در جلسات هفتگی تان در شورای شهر چقدر مراجعه کننده دارید؟
 این را باید از همکاران یا از بچه هایی که دم در شورا هستند بپرسید که چقدر مراجعه کننده داریم. به من می گویند آقای ساعی چقدر آدم می آید در دفتر شما؟! اولین اسم هایی که به ذهن مردم می رسد بچه های ورزشکار هستند. هادی ساعی را می شناسند. علیرضا دبیر را می شناسند. بالاخره یک عمر با مردم زندگی کرده اند.

 

به قولی با شما خودمانی تر هستند؟
 بله. طرف می آید می گوید با فلانی هم دوست هستم اما باید مشکلم را به شما بگویم. مثلا می گویم فلانی بچه محل شماست. می گوید همسایه مان است اما نمی توانم به او بگویم!

 

بیشتر کار می خواهند؟
 بالاخره کار هم می خواهند اما بیشتر مراجعات برای مشکلاتی است که مردم با شهرداری دارند و همه جوره هستند. برای همین می گویم شورای شهر مردمی است. طرف می خواهد بچه اش عروسی کند به ما زنگ می زند. می خواهد بچه اش به دانشگاه برود، به ما زنگ می زند. مشکل فوتی دارند یا با سازمان آب و برق و گاز کار دارند، سراغ ما می آیند. برای همین شورای شهر جای سیاسی کاری نیست. من نمی گویم احزاب نباشند اما وقتی کسی رئیس جمهور شد، همه باید به آن احترام بگذاریم. وقتی کسی عضور شورای شهر شد، نباید یارکشی کنیم و ببینیم چه مصوبه ای به نفع حزب مان است. چه چیزی به نفع دولت است و چه چیزی به نفع شهرداری! در دروه قبل که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور بود و آقای قالیباف شهردار، بیشترین لطمه را مردم تهران از تقابل این دو خوردند! من نمی خواهم بگویم چه کسی مقصر بود اما می دانم که مردم مقصر نبودند.

 

به نظر شما پنج میلیون شغل می شود ایجاد کرد؟
 نمی خواهم وارد بحث های سیاسی شوم چون آدم سیاسی نیستم. اما هر جایی که به نفع مردم تهران و در حوزه کاری ام باشد، حرف می زنم و هیچ ابایی هم ندارم و از کسی هم نمی ترسم چون زیر بلیت کسی نیستم.

 

کاندیدای مورد علاقه تان چه کسی است؟
 حالا اجازه بدهید من اسم نیاورم! چون این اجازه را به خودم نمی دهم که مردم را به سمت و سویی ترغیب کنم. چند دلیل داشته است. چون همین سیاسی ها هستند که می گویند چرا ورزشی ها به شورای شهر آمده اند. چرا وقتی که کاندید می شوید، اولین کسی که یادتان می افتد، ورزشکاران یا هنرمندان هستند. اگر ورزشکاران یا هنرمندان بد هستند، چرا به دروغ اسم آن ها را جزو حامیان خودتان می نویسید؟

 

با توجه به فیلم ها و سریالی که بازی کردید، به نظر می رسد بین هنرمندان هم جایگاه خوبی داشته باشید؟
 من در اکثر حوزه ها دوست و رفیق های خیلی خوبی دارم. از جمعه کارگری گرفته تا پزشکی و هنری. حتی خود سیاسیون هم فکر می کنم که از من به خوبی یاد بکنند. اما هنرمندان به من لطف داشته اند. البته من هنوز بازیگر نشده ام و این اجازه را به خودم نمی دهم که اسم بازیگر را روی خودم بگذارم.

 

وقت می کنید به کارهای دیگرتان مثل اسب سواری و موتورسواری هم برسید؟
 حالا موتورسواری که خیلی کم و تفننی است اما اسب سواری با توجه این که من ورزش حرفه ای تکواندو را کنار گذاشته ام، نیاز است که ورزش کنم. من هم یک عمر ورزش کرده ام و نمی توانم آن را کنار بگذارم و در خون و رگ ماست و من اگر یک روز نتوانم ورزش کنم، آن روز بدترین روز زندگی ام است. به همین دلیل سوارکاری را به صورت حرفه ای کار می کنم. این قدر فشار کاری در شورا زیاد است که با سوارکاری می توانم خودم را به آرامش برسانم.

 

شما الان با سید محمد پولادگر رئیس فدراسیون تکواندو قهر هستید؟
 نه من قهر نیستم اما با ایشان کار نمی کنم!

 

ولی به عملکرد او انتقاد دارید.
بله انتقاد دارم. انتقاد به کارهای شان دارم. انتقاد به گفتارشان دارم. ایشان را آدم صادقی می دانستم اما به دلیل این که صندلی شان را زیاد دوست دارند، صداقت شان را از دست داده اند! به راحتی دروغ می گویند!

 

پس فضای ذهنی شما نسبت به آن موقع که عضو تیم ملی تکواندو بودید، تغییر کرده؟
 بله. نه فقط من. خیلی از جامعه تکواندو این تغییر را دیده اند.

 

شما و رضا مهماندوست جزو منتقدان درجه یک مهماندوست هستید؟
 اگر بخواهیم اسن بیاوریم که همه هستند. آقای افلاکی، محمد باقری معتمد، بهزاد خداداد و خیلی های دیگر. آقای پولادگر دیگر کسی را ندارد.

 

شما نظرتان این است که پولادگر برود؟
 من نمی توانم بگویم کسی برود یا بیاید ولی من فکر می کنم که آقای پولادگر 20، 21 سال است که هست. دیگر هر چقدر ایده داشتند و هرچقدر توان داشتند گذاشته اند. ایشان می توانند جای دیگر مثمر ثمر باشند. ایشان در مقطعی موفق هم بودند. من نمی خواهم همه چیز را زیر سوال ببرم اما امروز ایشان نیستند و نمی توانند. در تیم ملی هر روز یک اتفاقی می افتد و مشکل پیش می آید.

 

امیدوار هستید که مهدی بی باک نتیجه بگیرد؟
 من خیلی امیدوارم و خیلی هم دوست دارم این اتفاق بیفتد. من وقتی آقای بی باک سرمربی تیم شد، تبریک گفتم وبرایش آرزوی موفقیت کردم اما در همین هفت گذشته اتفاق های بدی افتاده وبرای همین من ناراحتم!

 

منظورتان همین تغییر رئیس سازمان تیم های ملی تکواندو است؟
 آن که اتفاق خیلی خنده داری بود! ولی تیم ملی ما خیلی تیم بزرگی است و آدم های اطرافش هم باید بزرگ باشند. من نمی خواهم آقای فرهادیان را بکوبم اما هر کسی باید بداند که جایگاهش کجاست! ما بچه های تیم ملی مان قابل مقایسه نیستند با ایشان.

 

ذوالقدر سرمربی شما هم بوده؟
 بله سرمربی من هم بوده اند. من خودم گاهی وقت ها به ایشان انتقاد هم داشته ایم اما به او اعتقاد داریم. ما همیشه به ایشان احترام گذاشته ایم و شاید آدم هایی مانند ایشان به اندازه انگشتان دو دست هم نباشد. آن وقت آقای ذوالقدر را را با این همه توانایی و تجربه کنار می گذارند و آقای فرهادیا نرا جایش می گذارند. در همین یک هفته اتفاقات بدی افتاد. ما هیچ وقت بازیکن مان وقتی خط می خورد، نمی رفت اعتراض کند. چون به این نتیجه می رسید که فلانی از او بهتر است. آقای فرهادیان اولین حرفی که زده دروغ بوده است!

 

چه حرفی؟
 آقای مهدی خدابخشی اعتراش کرده و ناراحت بوده و به همین خاطر از اردوی تیم ملی قهر کرده است. آن وقت آقای فرهادیان گفته ایشان آسیب دیده، گذاشته رفته است! چرا حرف راست را نمی زنید تا یک دروغ دیگر پیش نیاید؟ با این دروغ ها و با این رفتارها نمی شود تیم ملی را هدایت کرد.

 

هادی ساعی با این همه مشغله چه کمکی می تواند به تکواندو کند؟
 من الان هیچ علاقه ای ندارم که با فدراسیون کار کنم. نه من، خیلی ها مثل من هستند.

 

فرض را بر این می گیریم که تغییرات در فدراسیون ایجاد شده؟
 خب من که داشتم کمک می کردم. مدیر فنی تیم های ملی بودم قبل از آقای ذوالقدر. شما تیم هایی که من به مسابقات بردم و نتایجی که گرفتم را ببینید و مقایسه کنید.

 

اما فدراسیون جهانی تکواندو همچمنان شما را به برنامه های مختلف دعوت می کند؟
 بله الان من برای مسابقات جهانی کره هم دعوت شده ام. اتفاقا برای بازی های کشورهای اسلامی هم دعوت شده ام اما وقت نمی کنم که بروم. بعد از من هم آقای ذوالقدر بوده که نتایج خیلی خوبی گرفت اما امروز دیگر کسی را نداریم که با فدراسیون کار کند و آن ها مجبورند که آقای فرهادیان را بیاورند.

 

از این موضوع که بگذریم، عملکرد ورزش در دولت یازدهم را چطور دیدید؟
 زمان آقای گودرزی خوب نبود. ایشان آدم خوبی است اما در بحث های مدیریتی در ورزش نتوانست موفق باشد. آقای سلطانی فر را من از نزدیک می شناسم و در همین شورای شهر با هم همکار بودیم. آدم توانمند و باهوشی است و مدیر هم هست. امیدوارم که اطرافیان شان که همین ورزشی ها هستند، مشاوره های خوبی به ایشان بدهند و ایشان را به بیراهه نکشانند!

 

چطور؟
 بالاخره افرادی که کنار ایشان هستند، باید مشاوره ههای خوبی بدهند . امیدوارم این رفیق بازی هایی که وزارت ورزش هست، لطمه نزند به ورزش کشور!

 

به عنوان نماینده تهران، به استقلال و پرسپولیس چه کمکی می توانید بکنید؟
 بزرگ ترین خدمت را ما به استقلال و پرسپولیس در این دوره کردیم. این دو تیم با این همه هوادار و افتخار، زمین فوتبال نداشتند. ما با کمک همین بچه های ورزشی که ورزش کردن برای شان یک پوئن منفی شده است، کمک کردیم که استقلال و پرسپولیس صاحب یک مجموعه ورزشی شوند. این کاری بود که طی 50 سال گذشته برای آن ها چه قبل و چه بعد از انقلاب برای آن ها نیفتاده بود. ما وظیفه مان ورزش حرفه ای نیست اما باید بستر را برای ورزش حرفه ای فراهم کنیم.

 

شما این برنامه را در آینده دارید که در انتخابات ریاست جمهوری هم کاندیدا شوید؟
 من همان طور که گفتم فضای سیاسی را دوست ندارم. اگر دوست داشتم اول می رفتم کاندیدا می شدم برای مجلس و در تهران راحت رای می آوردم. رای گرفتن برای مجلس از شورای شهر راحت تر است! چون در تهران رقابت برای شورای شهر خیلی بیشتر است! برای همین به ریاست جمهوری فکر نکرده ام اما به این فکر کرده ام که در بحث های ورزشی بالاترین جایگاه ها را داشته باشم.

 

درباره سید مصطفی هاشمی طبا به عنوان کاندیدای ورزشی ریاست جمهوری چه نظری دارید؟
 آقای هاشمی طبا یکی از صادق ترین آدم هایی است که من می شناسم. مخصوصا در ورزش و خدمتی که ایشان کردند. من نمی خواهم ایشان را تبلیغ کنم اما چون ایشان را از نزدیک می شناسم و با ایان در ارتباط بوده ام وکار کرده ام، باید بگویم که ایشان تحول بزرگی در ورزش کشور به وجود آوردند. ورزش کشور را علمی کردند. اولین آکادمی ورزش در زمان ایشان به وجود آمد وتست های آکادمی که روز دنیا بود، با نظر ایشان آمد. در کل ایشان آدم سالم و رو راست و پاکی است. ایشان اولین کسی بود که توانست IOC mamparas شود و ما با بی تدبیری مان باعث شدیم که این جایگاه بزرگ از بین برود و فکر نمی کنم تا 30 سال دیگر هم بتوانیم این جایگاه را در IOC به دست بیاوریم.

 

حبیب کاشانی را چطور می بینید؟
 آقای کاشانی آدمی نبودند که ورزشی باشند ولی در زمانی که مدیرعامل پرسپولیس شدند، خوب کار کردند و هواداران پرسپولیس هم ایشان را دوست دارند و ایشان هم جزو افراد ورزشی شورا به حساب می آیند.

 

کشتی گیران شورای شهر علیرضا دبیرو عباس جدیدی چطور؟
 آقای دبیر دکترای مدیریت دارند. ورزشکاران الان ما ورزشکاران 25، 30 سال پیش نیستند و افراد باسواد زیادی در بین آن ها هست و تحصیلات عالیه دارند.

 

و حسین رضازاده؟
 آقای رضازاده هم جرو همین بچه هاست. ببینید هر کسی که قهرمان المپیک می شود، آدم معمولی نیست.

 

چطور می شود که ورزشکاران وجهه خودشان بین  مردم را حفظ کنند؟
 همین که بین مردم باشید، حفظ می شود. مردم خودشان تشخیص می دهند. ورزشکار خوب و بد را می فهمند. افراد سیاسی را می فهمند. مدیر خوب را می فهمند. ما نباید به شعور مردم بی احترامی کنیم. در سیستم های نظارتی هم این را می فهمند که چه کسی کار کرده یا نکرده.

 

با بچه محل تان حمید سوریان هم در ارتباط هستید؟
 بله اتفاقا چند روز پیش با من تماس گرفت و جمعه هم او را دیدم. حمید جزو نخبه های کشور است. حالا اگر سوریان یا کسی مثل او کاندید شود برای شورای شهر، باید بگویند که او فقط باید برود ورزش کند؟ حمید سوریان شاید در دنیا لنگه اش وجود نداشته باشد.

 

ولی اگر با تحصیلات بیاید، خیلی بهتر است؟
 من نمی گویم ورزشکاران صرف این که ورزشکار و معروف هستند، بیایند و کاندیدا شوند. مردم باید تشخیص بدند. من هادی ساعی اگر این توان را در خودم نبینم، نمی آیم. اگر مردم به من رای داده اند، پس باید به نظر مردم احترام گذاشت.

 

شما حقوق تان در شورای شهر زیاد است؟
 حقوق من شاید از شهردار ناحیه هم کمتر باشد!

 

اسم شما در پرونده املاک نجومی هم مطرح شد اما بعد از شما در صحن علنی شورا عذرخواهی شد!
این هم جزو همان بداخلاقی های سیاسی بود که گفتم!

 

مثل این که این خانه بخشی از جایزه مدال طلای شما در المپیک 2008 پکن بوده.
اصلا باید همه آن خانه را به من می دادند. قبل از المپیک پکن، آقای قالیباف اعلام کرد که هر کس مدال طلا بگیرد، یک آپارتمان به او کادو می دهیم.  از شانس ما هم فقط من طلا گرفتم و یک برنز هم آقای مراد محمدی در کشتی. اما اصلا من رویم نمی شد که بگویم خانه من را بدهید. بعد خود بچه های شهرداری آمدند گفتند که ما خودمان پی اش را می گیریم. حتی یکی از معاونان آقای قالیباف گفت که آقای قالیباف پزش را داده، چرا نمی خواهی بگیری؟ ولی بعد گفتند که آقای قالیباف گفته نصف پول خانه را ما می دهیم و نصف اش را خود ساعی بپردازد که من گفتم نمی خواهم و گفتم چون قول دادید و در مطبوعات زده اید، باید کل اش  را بدهید اما بعد من را راضی کردند که 50 درصد پول خانه را بدهم. حتی خود آقای قالیباف این موضوع را در صحن علنی مجلس عنوان کرد و گفت: آقای ساعی به خاطر این خانه که 50 درصد آن را خودش پرداخت کرده، دوبار از دست من ناراحت شده و دو بار هم لطمه خورده است.

 

پس املاک نجومی برای شما شد آش نخورده و دهن سوخته!
بله. البته همه فهمیدند که داستان چیست. همان موقع اعلام کرده بودند که ما یک واحد آپارتمان به ساعی دادیم که من گفتم شما همه آبروی من را برده اید و 50 درصد اش را هم که من خودم داده ام. یک بار آن جا ناراحت شدم و یک بار هم سر بحث املاک نجومی که نام من مطرح شد. گفتم بیاید من این خانه را به شما پس بدهم و این 50 درصد من را برگردانید. به گران شدن و ارزان شدن خانه در الان هم کاری ندارم.

 

حالا حضور در شورای شهر برای شما دردسر داشته یا منفعت؟
 برای شخص من خیلی دردسر داشته است! من این دفتر کارم را 15 سال است که دارم و در آن تجارت می کنم. الحمد ا... کارم هم ساخت وساز نیست!

 

کارتان چیست؟
 کارم کف پوش های ورزشی است و شغلم ربط به تخصص ام دارد. من چندین نمایندگی از کشورهای مختلف دارم. در حال حاضر هم که خیلی از بیزینس های شخصی خودم را هم نمی رسم که انجام دهم و همین که سعی می کنم آسته تر کار کنم تا شبهه ای برای کسی ایجاد نشود. شغلم هم هیچ ربطی به شهرداری ندارد و حتی یک آجر در تهران روی آجر نگذاشته ام و در آمدم هم نسبت به گذشته کمتر شده است.

 

به روستای تان بنه کهل از توابع بستان‌آباد در آذربایجان شرقی هم سر می زنید؟
 بله. یک کارهایی هم آنجا می کنم و یک ساختمانی برای اهالی آن روستا دارم می سازم که اگر بگویم شاید جا بخورید!

 

چه ساختمانی؟
 یک غسال خانه! آنجا مسجد دارد، مدرسه دارد اما غسال خانه ندارد. هم آنجا و اطراف آنجا مردم مجبور بودند اموات را ربه شهر ببرند یا در خانه بشورند که مشکلاتی را ایجاد کند که امیدوارم برطرف شود.

 

فیلم جدید به شما پیشنهاد نشده؟
 پیشنهاداتی می شود اما سعی می کنم نقش هایی را اتخاب کنم که به من بخورد.

 

جلوی دوربین راحت بودید؟
 خیلی راحت تر از تکواندو. اتفاقا من از بچگی ام جلو دوربین بودم. اما در ایران حرفه ای کار هنری کردن و حرفه اتی ورزش کردن سخت اما ما هنرمند مثل آقای فرهادی زیاد داریم، مثل هادی ساعی هم زیاد داریم اما فرصت برای آن ها داده نمی شود.

 

پس دوتا شاخ بز را می توانید از هم جدا کنید؟
(می خندد) خیلی ها هستند که می توانند!